
حالا هندو ما رو کشت و خال هندو ما رو کشت
حالا شفتالو فروش سر چارسو ما رو کشت
حالا او یار منه که می روه سر بالا
حالا دستمالو بدست ، می زنه گرما را
حالا مو ابر شوم ، سایه کنم صحرا را
حالا آفتاب نزنه شاخه گل رعنا را
حالا او یار منه ، سرای نو می سازه
حالا از عشق سرا به ما نمی پردازه
حالا مو صبر رو کنم سرای نو ساخته شوه
حالا راز دل مو در او سرا گفته شوه
حالا او یار منه که از بلند می آيه
حالا با اسب سفید صد تومن می آیه
حالا ما ، اسب سفید صد تومن را چه کنم
حالا یاغی شده و به جنگ مو می آیه
حالا شفتالو فروش سر چارسو ما رو کشت
هاي ، حالا هندو ما رو کشت و خال هندو ما رو کشت
حالا شفتالو فروش سر چارسو ما رو کشت
..........................................
............................................
+
نوشته شده در
Sun 18 Oct 2009ساعت 18:5 توسط مزدک و محمد فتحی
|